• کد محصول: 185
  • pelak8
  • قیمت : 3,000 تومان
  • اشتراک
شش نفر هنگام خروج غیرقانونی از کشور، در آن سوی مرز توسط یک گروه شبه نظامی که نام «افعی» بر خود نهاده اند و شخصی به نام بکتاش رئیس آنهاست، گرفتار می شوند...... پروانه نمایش: 155/27279
شش نفر هنگام خروج غیرقانونی از کشور، در آن سوی مرز توسط یک گروه شبه نظامی که نام «افعی» بر خود نهاده اند و شخصی به نام بکتاش رئیس آنهاست، گرفتار می شوند. از این شش نفر، پدری می خواهد پسرش را برای تحصیل به آمریکا بفرستد. ضیاءالدین نوری (روزنامه نگار و نویسنده)، همسرش، جواد اسدی (که خود را استاد الهیات و فلسفه معرفی می کند) و برادرزاده اش شاهین اسدی (که خود را فرمانده گردان تکاور گارد جاویدان معرفی می کند) بقیه افراد گروه هستند. بکتاش از آنها می خواهد که مدتی در اردوگاه افعی بمانند و به آنها کمک کنند. شاهین به دلیل سوابقش، به دستور بکتاش مأمور آموزش افراد می شود و خشن و حسادت اتسز ـ معاون بکتاش ـ برانگیخته می شود. افراد گروه شبه نظامی دیگری که خود را «سازمان ایران آزاد» می نامند،‌ به دلیل تکروی و عدم قبول همکاری از سوی بکتاش، به اردوگاه افعی حمله می کنند و علاوه بر وارد کردن خساراتی، مقداری سلاح و مهمات را می ربایند و مامک ـ دختر جوان بکتاش ـ را نیز گروگان می گیرند. به دستور بکتاش، شاهین به همراه گروهی از افراد افعی به اردوگاه سازمان ایران آزاد حمله می کنند و پس از انهدام اردوگاه و کشتن تعدادی از افراد، مامک را نجات می دهند. در همین عملیات، اتسز به سوی شاهین تیراندازی می کند و او زخمی و مدتی بستری می شود. شاهین که معلوم می شود یک نفوذی دولت ایران است، به وسیله بی سیم با داخل کشور در ارتباط است. او درمی یابد که گروه افعی، هروئین به ایران حمل می کند و این موضوع را به مامک می گوید، مامک هروئین ها را می بیند و به پدرش اعتراض می کند. نفوذی بودن شاهین هم لو می رود و او در یک جنگ و گریز با افراد افعی، عده ای از آنها را می کشد، اما سرانجام به دام می افتد و هنگامی که قرار است مجازات شود، توسط مامک نجات می یابد. میان افراد گروه هم دودستگی ایجاد می شود و در آخر کار، در نبرد میان شاهین و طرفدارانش با گروه افعی، بکتاش و افرادش نابود می شوند و اردوگاه او دود می شود و به هوا می رود.
قابلیت ارسال نظر غیرفعال شده است.