• کد محصول: 415
  • pelak8
  • قیمت : 3,000 تومان
  • اشتراک
محمود به همراه رامین و اسی، سوار بر اسکیت کیف های مردم را در یک پارک می ربایند و با کمک ساسان، دیگر دوستشان که خودروی پدر متمولش را در اختیار دارد، فرار می کنند....پروانه نمایش : 154/7032
محمود به همراه رامین و اسی، سوار بر اسکیت کیف های مردم را در یک پارک می ربایند و با کمک ساسان، دیگر دوستشان که خودروی پدر متمولش را در اختیار دارد، فرار می کنند. الهه خواهر محمود که یک پزشک است، پس از سال ها برای پیدا کردن او به تهران می آید و نزد مهری خواهر دوستش ساکن می شود. محمود برای پس دادن کیف مهری ـ که اتفاقاً یکی از کسانی است که کیف هایشان را محمود و دوستانش ربوده اند ـ به مطبی می آید که مهری به عنوان دستیار روانکاو در آنجا مشغول به کار است. مهری که از یافتن کیف حاوی پایان نامه تحصیلی اش خوشحال شده، متوجه می شود که محمود خود رباینده کیف بوده و کیف را پیدا نکرده است. محمود می گریزد؛ اما مهری و الهه او را تعقیب می کنند. الهه بین راه برادرش را به جا می آورد و از هویت او به عنوان یک سارق دچار هیجان عصبی می شود. مهری محمود را به عنوان یک نمونه شخصیت بزهکار، برای پروژه اش انتخاب می کند. محمود با دوستانش به دنبال خودرویی می روند که فکر می کنند در آن محموله ای حاوی دو میلیون دلار جاسازی شده و قرار است پدر ساسان آن را از مردی به نام کارلو، ملقب به خفاش، دریافت کند. محمود کیف را داخل خودرو پیدا می کند، اما خفاش سرمی رسد و دوستان محمود او را تنها می گذارند. الهه و مهری به کمکش می آیند و خفاش را مجروح می کنند و با محمود می گریزند. محمود کیف را باز می کند؛ اما داخل آن تنها تعدادی آمپول می یابد. الهه به کمک یکی از دوستانش آمپول ها را آزمایش می کند و درمی یابد حاوی ویروس ایدز هستند و به سرعت قابل تکثیرند. خفاش پدر ساسان و پس از او اسی را می کشد و ساسان و رامین را درخانه ای پنهان می کند. مأموران نیروی انتظامی که از طریق محمود ـ که در واقع یک افسرنیروی انتظامی بوده است ـ ماجرا را تعقیب می کنند، خانه پدر ساسان را بازرسی می کنند؛ اما ساسان و رامین را نمی یابند. آن دو سعی دارند از طریق خوراندن سیانور خفاش را از پای درآورند. خفاش خود را به بیهوشی می زند و آنها را که به سوی مخفیگاه رامین (انباری واقع در جاده خاوران) می روند، تعقیب می کند. ساسان و رامین کیف را از محمود می گیرند و به توصیه های الهه در مورد خطر آمپول ها توجه نمی کنند، تا آن که خفاش سرمی رسد و رامین و ساسان را با شلیک گلوله می کشد و الهه را نیز زخمی می کند. داخل انبار محمود با خفاش درگیر می شود و او را به داخل حوضچه اسید می اندازد. محمود و مهری الهه را به بیمارستان می رسانند؛ عمل جراحی الهه با موفقیت انجام می پذیرد و او با نوشتن نامه ای از محمود و مهری می خواهد با یکدیگر ازدواج کنند.
قابلیت ارسال نظر غیرفعال شده است.